مردِ من...مرد مهربانم...
مخاطب عاشقانه های من...
زن نبوده ای که بدانی
دستهای مردانه ات که در دستم باشد حکم تمام دنیا را برایم دارد...
من عاشق مردی شده ام که در روزهای بارانی برای دلم چتر میگیرد...
مرد رویاهای من بگذار هر چه میخواهد بشود...
تا وقتی که دستهای گرمت را در دست دارم خوشبختم...
بگذار زمان از حسادت بترکد...
من عاشق مردی هستم که زمین مانند او ندارد...
من بی تو با تمامِ آفرینش بیگانه ام...
زن بودن خوب است وقتی از تمام مذکرهای دنیا پای تــــ♥ــــو در میان باشد...
نمیدانی چه لذتی دارد خانم بودن برای تو...



+این روزُ به مامانِ گلِ خودم و مامانِ عشقم و آجیامون تبریک میگم...روز شمام مبارک خانوما...هرچند هنوز خانوم نشدمُ اینروز شاملِ من نمیشه ولی خانومیِ عشقم که هستم^_^

+مرسی واسه تبریک عشقِ من :*

+مکالمه ی آرنیکا خانوم با زنداییش ساعت 12شب...حالا بماند که وسطِ حرف زدن گوشیُ داد به مامانِ امین گفت بیا زنداییه :| ینی من دفعه بعد مامانِ امینُ ببینم باید آب شم برم تو زمین :|فسقلی آبرومونُ برد :))

+مثلا امین واسه مامانُ خواهرش گل خریده بود وقتی بهشون داده اون فسقلی گفته:دایی پس من چـــــی؟؟؟ :)))

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد